توضیح نه توجیه
با سلام و درود فراوان
چند تن از دوستان عزیز در نظرات وبلاگ فرمودند که چرا از خانم مرضیه، الهه و ... نمی نویسید و بیوگرافی ایشان را در وبلاگ قرار نمی دهید. و بنده را قاضی یکطرفه دانستند و اظهار تاسف کردند.
در ابتدا باید بگم همان قدر که شما به این اساتید و خدمتگذاران موسیقی اصیل ایرانی علاقه دارید ما هم به همان قدر بلکه بیشتر ارادتمند این عزیزان هستیم.
من از همان اولین پستی که در وبلاگ قرار دادم با این هدف وبلاگ را پیش بردم که تا جایی که امکان داشته باشد و منابع لازم در دسترس باشد بیوگرافی و شرح حال تمام اساتید و زحمتکشان موسیقی اصیل ایرانی را در وبلاگ قرار دهم. پس شک نکنید که به هیچ وجه در این مسیر کوتاهی نخواهد بود و سعی بر این است که تا جایی که بیوگرافی اساتید در دسترس باشد آن را در وبلاگ قرار دهم. پس اگر چنانچه بیوگرافی بعضی از اساتید را هنوز در وبلاگ قرار ندادم دلیلش چیزی جز این نیست که بیوگرافی آنها در دسترس نبوده.
با سپاس از همه ی شما
بررسی کنسرت اخیر علیرضا افتخاری و اتفاقات پیرامون آن در رشت
تهيه كننده كنسرت افتخاري:
سالني بهتر از محيط كارخانه براي افتخاري وجود نداشت
خبرگزاري فارس: تهيه كننده كنسرت افتخاري گفت: سالن كارخانه در شأن استاد افتخاري نبود اما رشت سالن مناسب تر از اين ندارد.
سعيد سيدزاده در گفتوگو با خبرنگار فارس در رشت در مورد اظهارات عليرضا افتخاري مبني بر مناسب نبودن محل برگزاري كنسرت افزود: متأسفانه در شهر رشت سالن مناسب و بزرگي براي اجراي كنسرت خوانندگان مطرحي چون افتخاري وجود ندارد. وي ادامه داد: تلاش زيادي شد كه كنسرت استاد در ورزشگاه عضدي و يا يادگار امام رشت برگزار شود اما اعلام كردند كه برگزاري كنسرت در ورزشگاه ممنوع است و با توجه به حجم علاقمندان به موسيقي سالن كارخانه مذكور در شهر صنعتي كه ظرفيت حدود 10 هزار نفر را دارد انتخاب و در اين سالن 7 هزار صندلي چيده شد. وي با اشاره به وضعيت سالن مذكور تصريح كرد: سالني كه براي اجراي كنسرت استاد افتخاري در نظر گرفته شده بود در واقع سوله كارخانهاي بود كه در بحران برف سال 83 آسيب ديده و به تازگي تعميرات و مرمت آن انجام شده است. وي ادامه داد: هنوز حتي اين سوله به بهره برداري نرسيده و حتي صاحب كارخانه با اين شرط سالن را در اختيار ما گذاشت كه پول اجاره آن در اختيار آسايشگاه معلولين قرار بگيرد و ما سالن را براي يك شب به قيمت 5 ميليون تومان اجاره كرديم.
سيدزاده در مورد پرداخت خسارت به خريداران بليت كنسرت افتخاري گفت: متأسفانه گيشهها تسويه حساب نكردند و پرداخت خسارت هنوز انجام نشده و از آنجا كه بنده اسپانسر استاد بودم به شدت گرفتار اين ماجرا هستم و البته مديون مردم هستم. وي عدم همكاري مسئولين فرهنگي را عامل بوجود آمدن اين مشكل دانست و خاطرنشان كرد: بنده با دعوت از افتخاري قصد داشتم كار فرهنگي در استان انجام دهم اما اكنون به خاطر اين مسئله محكوم هستم حتي خودروي بنده نيز در گرو كارخانه است و تا زماني كه غرامت پرداخت نشود خودرو را به من پس نميدهند. سيدزاده گفت: از مسئولين ميپرسم آيا انجام يك كار فرهنگي بايد اينگونه پاسخ داشته باشد حداقل انتظارم اين است كه در اين شرايط سخت و دشوار كمكم كنند.
در رشت
لبخواني «افتخاري»، كنسرت را تعطيل كرد
خبرگزاري فارس: تهيه كننده كنسرت موسيقي عليرضا افتخاري گفت: لبخواني افتخاري در كنسرتي در رشت، موجب اعتراض مردم و قهر اين هنرمند شد.
سعيد سيدزاده در گفتوگو با خبرنگار فارس در رشت در مورد اجراي ناتمام برنامه افتخاري در رشت اظهار داشت: افتخاري قرار بود 18 و 19 شهريور در رشت كنسرت داشته باشد، اما اين خواننده مطرح كشور، روز گذشته بدون هماهنگي و اجراي برنامه، گيلان را ترك كرد، در حالي كه بيش از 6 هزار نفر بليت 8 هزار توماني براي ديدن كنسرت وي خريداري كرده بودند. وي در ادامه افزود: روز 18 شهريور افتخاري در رشت برنامه خود را با 3 آهنگ شروع كرد، ولي بعد وي اقدام به لبخواني كرد(1) كه مورد اعتراض حاضرين قرار گرفت.
سيدزاده اضافه كرد: مردم در اعتراض خود خطاب به اين هنرمند آواز گفتند كه براي اجراي اين گونه برنامه ها جمع نشدهاند، بلكه ميخواهند كنسرت زنده از خواننده خود ببينند، اما همين مسئله كوچك باعث شد تا وي روز گذشته بدون هماهنگي گيلان را ترك كند(2). سيدزاده افزود: عدم اجراي برنامه افتخاري در رشت موجب شد تا بيش از 6 هزار نفر از مردم بليت به دست پشت محل اجراي كنسرت وي تجمع كرده و جبران خسارت خود را طلب كنند. خاطرنشان ميشود، افتخاري براي اولين بار و به دعوت يك كانون تبليغاتي و فرهنگي به رشت آمد و قرار بود در سالن «به باف» شهر صنعتي رشت به مدت دو روز كنسرت اجرا كند.(3)
گفتوگوي فارس با «عليرضا افتخاري» درباره كنسرت رشت
براي كنسرت رفته بودم اما نه در سالن كارخانه
خبرگزاري فارس: عليرضا افتخاري ميگويد كه براي كنسرت به رشت رفته بود نه لب خواني اما به جاي سالن ورزشي سالن كارخانه را در اختيارش گذاشته بودند.
اين خواننده در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص اتفاقات كنسرت رشت گفت:من 3 ساعت و 15 دقيقه روي سن خواندم اما لبخواني نكردم چرا كه من يك خواننده هستم و زماني كه يك گروه 12 نفره همراه با صدابردار حرفهاي با من ميآيد كه ديگر لبخواني نميكنم. وي افزود:قبل از ورود مردم به داخل سالن قطعات من پخش ميشد و از آنجايي كه سالن اجرا نامناسب بود و مردم نيز از لحظه اول خواستار اجراي تصنيف صياد بودند ما نيز به صرف اينكه صدادهي سالن را امتحان كنيم تنها اين يك قطعه را پخش كرديم و لب خواني كردم.
«افتخاري»ادامه داد:البته قبل از پخش من خطاب به مردم هم گفتم كه قصدمان از اين كار امتحان صدادهي سالن است آنها نيز پذيرفتند. اين خواننده در خصوص وضعيت سالن اجرا اظهار داشت: بواسطه اسپانسري كه داشتيم قرار بود سالن ورزشي شهر را براي اجرا به ما بدهند اما در لحظه آخر اين اتفاق نيفتاد و از آنجايي كه بليتها به فروش رفته بود و براي احترام به مخاطب قبول كرديم كه در سالن ديگري به روي صحنه برويم اما متاسفانه دستاندركاران سالن يك كارخانه صنعتي را در اختيار ما گذاشتند كه اصلا مناسب اجرا نبود. وي بيان داشت: من شب اول روي سن آمدم و انجام وظيفه كردم اما از آنجايي كه سالن به هيج وجه مناسب نبود و مردم براي آمدن به آنجا با سختي مواجه بودند،بهتر دانستم كه شب ديگر را براي احترام به خود مخاطبان برگزار نكنم و و تصميم گرفتم تا وقتي سالن خوب ندهند ديگر در آنجا اجرا نكنم. البته اگر سالن را درست كنند دوباره به روي صحنه بروم. اين خواننده در خصوص سرنوشت افرادي كه براي ديدن از اين كنسرت بليت خريده بودند، اظهار داشت: اسپانسر بايد جوابگوي باشد چون آنها به مردم احترام نگذاشتند!؟. متاسفانه اسپانسرها در شهرستانها دوست دارند كنسرت بگذارند اما بلد نيستند.من از دست اندركاران و مسئولين از جمله ارشاد و ... كه پاي برگههاي مجوز را مهر ميكوبند ميخواهم كه اول سالن را ببينند بعد مجوز بدهند. «افتخاري»در خاتمه خاطر نشان كرد:«افتخاري» در هر شرايطي ميتواند آواز بخواند در صورتي كه اكثر آنهايي كه روي سن ميروند،در كنار اركستر CD ميگذارند و لب ميزنند اما من خواننده هستم و لب نميزنم!!؟.من براي كنسرت به رشت رفتم نه اينكه لب خواني كنم، لب خواني براي تلويزيون است و من 3 ساعت و ربع روي سن آواز خواندم.
(1): زماني كه يك گروه 12 نفره همراه با صدابردار حرفهاي با من ميآيد كه ديگر لبخواني نميكنم._ به صرف اينكه صدادهي سالن را امتحان كنيم تنها اين يك قطعه را پخش كرديم و لب خواني كردم._ من خواننده هستم و لب نميزنم!!؟.من براي كنسرت به رشت رفتم نه اينكه لب خواني كنم، لب خواني براي تلويزيون است.
(2): بهتر دانستم كه شب ديگر را براي احترام به خود مخاطبان برگزار نكنم._ آنها به مردم احترام نگذاشتند!؟.
(3):اما یک روز بیشتر اجرا نشد.!!
* اتفاقاتی که در اجرای کنسرت آقای افتخاری در رشت افتاد و عکس العمل ایشان در خصوص این موضوع و ترک محل اقامت و کنسرت و حتی خارج شدن از استان، همه نشانگر توهین ایشان به مردم رشت بود که به هیچ شکلی توجیه پذیر نیست و این رفتار از خواننده مردمی ای چون ایشان دور از انتظار است.
کنسرت افتخاری در رشت نیمه تمام ماند
کنسرت دو روزه "علیرضا افتخاری" خواننده موسیقی سنتی در رشت به دلیل برخی مشکلات از جمله نارضایتی تماشاگران از نحوه اجرای برنامه، نیمه تمام ماند. بنا به گزارش "ایرنا"، برخی از شهروندان شرکت کننده در این کنسرت، نرخ بلیت را نیز گران و اجرا را ضعیف دانستند.
یکی از این شهروندان گفت: با توجه به بهای "80 هزار ریالی" بلیت انتظار اجرای زنده را داشتیم، که متاسفانه این خواننده ی مردمی پس از اجرای دو ترانه، بقیه ترانه ها را به صورت لب خوانی اجرا کرد.
برخی از شرکت کنندگان در این برنامه، اجرای این گونه کنسرت را بی احترامی به خود تلقی نموده و خواستار عذرخواهی از آنان و همچنین ارجاع بهای بلیت فروخته شده شدند.
"سید سعید سیدزاده" تهیه کننده کنسرت افتخاری در گیلان، روز سه شنبه در گفت گو با خبرنگار ایرنا گفت: افتخاری بدون اطلاع و به دلیل نا معلوم، مکان استقرار خویش را ترک و به تهران بازگشت و کنسرت ایشان از شب دوم اجرا نیمه تمام رها شد.
سید زاده افزود: برای شب دوم شش هزار بلیت فروخته شده بود که مردم می توانند بهای بلیت را با مراجعه به گیشه های خرید بلیت دریافت نمایند.
سیدزاده در خصوص برخی انتقادات صورت گرفته در بارهی نحوه اجرای برنامه گفت: سازها در یک دستگاه کوک می شوند و از طرفی خواسته های مردم در زمینه اجرای ترانه های استاد بسیار متفاوت بود.
وی گفت: بنا به همین دلیل ایشان برای برآورده نمودن خواسته های مردم اقدام به لب خوانی نمودند.
علیرضا افتخاری:
برای کنسرت رفته بودم اما نه در سالن کارخانه
علیرضا افتخاری می گوید که برای کنسرت به رشت رفته بود نه لب خوانی، اما به جای سالن ورزشی سالن کارخانه را در اختیارش گذاشته بودند.
علیرضا افتخاری در خصوص اتفاقات کنسرت رشت گفت: من 3 ساعت و 15 دقیقه روی سن خواندم اما لب خوانی نکردم چرا که من یک خواننده هستم و زمانی که یک گروه 12 نفره همراه با صدا بردار حرفه ای با من می آید که دیگر لب خوانی نمی کنم.
وی افزود: قبل از ورود مردم به داخل سالن قطعات من پخش می شد و از آنجایی که سالن اجرا نامناسب بود و مردم نیز از لحظه ی اول خواستار اجرای تصنیف صیاد بودند ما نیز به صرف اینکه صدادهی سالن را امتحان کنیم تنها این یک قطعه را پخش کردیم و لب خوانی کردم.
افتخاری ادامه داد: البته قبل از پخش، من خطاب به مردم هم گفتم که قصدمان از این کار امتحان صدادهی سالن است، آنها نیز پذیرفتند.
این خواننده در خصوص وضعیت سالن اجرا اظهار داشت: بواسطه اسپانسری که داشتیم قرار بود سالن ورزشی شهر را برای اجرا به ما بدهند اما در لحظه آخر این اتفاق نیفتاد و از آنجایی که بلیط ها به فروش رفته بود و برای احترام به مخاطب قبول کردیم که در سالن دیگری به روی صحنه برویم، اما متاسفانه دست اندرکاران سالن یک کارخانه صنعتی را در اختیار ما گذاشتند که اصلا مناسب اجرا نبود.
وی بیان داشت: من شب اول روی سن آمدم و انجام وظیفه کردم اما از آنجایی که سالن به هیچ وجه مناسب نبود و مردم برای آمدن به آنجا با سختی مواجه بودند، بهتر دانستم که شب دیگر "شب دوم" را برای احترام به خود مخاطبان برگزار نکنم و تصمیم گرفتم تا وقتی سالن خوب ندهند دیگر در آنجا اجرا نکنم.
افتخاری در خصوص سرنوشت افرادی که برای دیدن از این کنسرت بلیت خریده بودند، اظهار داشت: اسپانسر باید جوابگو باشد چون آنها به مردم احترام نگذاشتند. متاسفانه اسپانسرها در شهرستانها دوست دارند کنسرت بگذارند اما بلد نیستند. من از دست اندرکاران و مسئولین از جمله ارشاد و ... که پای برگه های مجوز را مهر می کوبند می خواهم که اول سالن را ببینند بعد مجوز بدهند.
افتخاری در خاتمه خاطرنشان کرد: "افتخاری" در هر شرایطی می تواند بخواند در صورتی که اکثر آنهایی که بر روی سن می روند، در کنار ارکستر CD می گذارند و لب می زنند اما من خواننده هستم و لب نمی زنم. من برای کنسرت به رشت رفتم نه اینکه لب خوانی کنم، لب خوانی برای تلویزیون است و من 3 ساعت و ربع روی سن آواز خواندم.
کیوان ساکت در سال 1340 در شهر مشهد و در خانواده ای متولد شد که پدر و مادر هر دو نه تنها دارای تحصیلات عالیه بودند بلکه به هنر نیز بسیار علاقه مند بودند. مادر او در جوانی آکاردئون می نواخت و نیز به نقاشی علاقه مند بود و همین علاقه به نقاشی باعث گردید که کیوان ساکت را در سنین کودکی به دست آموزش اساتید مطرح آن زمان مانند استاد صادق پور در زمینه طراحی با مداد کنته، استاد پیراسته در زمینه رنگ روغن و ... سپردند، که آثار زیادی از آن دوره بجاست.
پدر وی به ادبیات اران بسیار مسلط بوده و پدربزرگ پدری هر دو دارای طبع شعر بوده، از این رو نام ساکت را که تخلص آنها بوده، برای نام فامیل اختیار می کنند. مادر بزرگ پدری وی با آنکه زنی بود که از تحصیلات مدرسه ای بی بهره بود ولی اغلب اشعار مولوی، حافظ، سعدی و خیام را از حفظ داشت و گاهی اوقات که سر ذوق بود پاسخ حاضرین را با شعر می داد و خظ شکسته را خوش می نوشت.
کیوان در چنین شرایطی متولد شد. و از همان آغاز، مهر مادری با تشویق به کارهای هنری همراه بود. پیش از رفتن به دبستان با اولین سازی که آشنا شد زنبورک و ملودیکا بود که در تمام جشن های مدرسه همواره جزو گروه مدرسه بود.
پدر، ویولون کوچکی برایش تهیه کرد ولی فقدان معلم دلسوز، باعث شد که نتواند این ساز را ادامه دهد.
وی در سال 54 در کارگاه موسیقی کودک و نوجوان که از سوی صدا و سیمای وقت آن زمان به ریاست آقای مرتضی دلشب تاسیس گردید در کلاس تار که مدرس آن، دایی وی منوچهر زمانیان بود ثبت نام کرد. پیش از آن، ذوق خود را در رشته های ورزشی مانند دوچرخه سواری و شنا و نیز رشته های فنی مانند نجاری آزموده و سالها بدانها مشغول بود.
آشنایی با تار و موسیقی جدی تاثیری عمیق بر وی نهاد. پس از مدت کوتاهی دایی وی به خاطر ادامه تحصیلات، ناچار مشهد را ترک کرد و معلمی کارگاه موسیقی برای مدت کوتاهی به آقای حمید متبسم که همشهری و دوست دایی وی بود سپرده شد. کیوان ساکت به طور مستقیم از محضر هیچ هنرمند و نوازنده ای برخوردار نبوده است. ولی به تنهایی ضمن تلاش و کوشش مستمر در طی سالها، آنچه را که در موسیقی ایرانی شنیده بود به دانسته های خود افزود.
در سال 65 در مشهد گروه صبا را تشکیل داد که همگی از شاگردان جوان وی بودند و با این گروه در مشهد و نیشابور اجراهای متعددی داشت. در سال 1369 به دعوت هنرمند گرامی پرویز مشکاتیان به گروه عارف پیوست و در کنسرت ها و سفرهای زیادی با وی همراه بود، حاصل این همکاری آثاری ارزشمند نظیر: افشاری مرکب، مقام صبر، وطن من و افق مهر بود.
در اینجا بود که با هنرمندان مختلف نظیر کامکارها، کیانی نژاد، حسن ناهید، افشارنیا، بهزاد فروهری، افتخاری، فرهنگ فر و بسطامی آشنا شد و حاصل آشنایی وی با ایرج بسطامی آثاری از قبیل: فسانه، بی کاروان کولی و تعداد زیادی اجرا با گروه وزیری بود. در این مدت ساکت کتابهای: شیوه نوین آموختن تار و سه تار در 5 جلد، 18 قطعه، ده تمرین، 8 آهنگ معروف جهان، حرکت دایمی، چرخ نیلوفری، با موج تا کرانه و در سایه سار بید را منتشر کرد. همچنین 11 اثر به صورت CD و کاست به نام های: جامه دران، سبکبال، دیدار شرق و غرب، ای وطن، آشنایی با آواز دشتی، فسانه، بی کاروان کولی، قاصدک، شرق اندوه، شبی با خورشید و آن سوی آب و گل را اجرا کرد که در دسترس علاقه مندان است.
در سال 1383 موفق به اخذ مدرک درجه یک هنری در رشته آهنگ سازی و نوازندگی شد. در سال 1384 از سوی استاد حسن کسایی موفق به دریافت لوح تقدیر گردید.
همچنین 5 سال در رادیو فرهنگ و برنامه نیستان ردیف موسیقی ایرانی را تجزیه و تحلیل نموده و درس می داد. در سال 1377 ده برنامه به سبک گلهای رنگارنگ با نام نغمه های جاویدان ساخت که بارها از رادیو پخش شده است. اکنون وی در حال ضبط آثاری جدید و نیز تالیف کتاب های جدیدی در زمینه موسیقی می باشد.
ساکت تاکنون با همراهی فرزندانش کیارش و سیاوش ساکت، کنسرتهای بسیاری در اغلب شهرهای ایران به روی صحنه برده که با استقبال بسیاری روبرو بوده است.
همچنین اجراهای متعددی در اغلب کشورهای جهان هم با گروه عارف و هم با گروه وزیری داشته است.
دانلود یک تراک صوتی از کیوان ساکت --- از اینجا دانلود کنید.
دانلود قطعاتی از کیوان ساکت:
• راز مهتاب (از آلبوم آن سوی آب و گل)
• شادی (از آلبوم شبی با خورشید)
• پرواز زنبور عسل (از آلبوم شرق اندوه)
• آرزوی بزرگ ( از آلبوم شبی با خورشید)
• آواز اصفهان (از آلبوم شبی با خورشید)
• برگ و باد (از آلبوم شبی با خورشید)
• راپسودی چهارگاه (از آلبوم شبی با خورشید)
• مرغ سحر ساخته مرتضی نی داوود – تنظیم کیوان ساکت
• چهارفصل (بهار) از آلبوم دیدار شرق و غرب
• کاپریس 24 (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• چارداش اثر مونتی (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• فسانه با صدای ایرج بسطامی (از آلبوم فسانه)
• درآمد ابوعطا (از آلبوم فسانه)
• درآمد راست پنجگاه (از آلبوم فسانه)
• وای بر دل من (از آلبوم فسانه)
سیاوش کسرایی
سیاوش کسرایی ، در سال 1304 هجری خورشیدی در هشت بهشت اصفهان متولد شد . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد . برای ادامه ی تحصیل به دانشکده ی حقوق راه یافت و در رشته ی حقوق سیاسی به تحصیل پرداخت و لیسانس خود را دریافت کرد .
کسرایی شاعری هنرمند و توانا و بلند آوازه است . اشعارش از ویژگی های خاصی برخوردار می باشد ، انسجام کلام و لطف سخن و مضامین بلند و تخیل عالی از ویژگی های شعر اوست . وی از سال 1325 اشعارش را با نام مستعار « کولی » در ورزنامه ها ومجله های کشور منتشر می کرد .
کسرایی اثر هنری را وقتی دارای ارزش و اعتبار می شناسد که ضمن برخورداری از تمام خصوصیات و ارزشهای هنری راهگشای مردم به خوبیها باشد . به عقیده ی او : « قالب و محتوای شعر فارسی بتی نیست که نتوان به پیکرش دست زد . تغییراتی که از لحاظ فرم در شعر جایز می باشد همان تغییراتی است که دنباله ی منطقی اوزان عروضی است منتها باید در نوع استفاده از آن دقت کافی مبذول داشت و این کار با رفتن از وزنی به وزن دیگر بر حسب تقاضای محتوا تغییر می کند . »
سیاوش کسرایی در سال 1336 نخستین مجموعه از اشعار خود را به نام « آوا » انتشار داد و دومین منظومه ی شعری او به نام « آرش کمانگیر » که در سال 1338 به چاپ رسید . این منظومه به قدری بلند و عالی بود که به سرعت در میان مردم و در سر زبانها افتاد و حتی به کتب درسی راه یافت . « با دماوند خاموش » در سال 1345 و « خانگی » در سال 1347 و « خون سیاوش » ، « سنگ و شبنم » ، « به سرخی آتش به طعم دود » ، « از قرق تا خروس خوان » ، « آمریکا ! آمریکا » ، « چهل کلید » ، « پیوند » ، « ستارگان سپیده دم » ، « مهره سرخ » ، که منتخب سیزده دفتر شعر او با عنوان « از خون سیاوش » توسط انتشارات سخن در سال 1378 در تهران به چاپ رسیده است .
کسرایی سال های آخر عمر خویش را در خارج از ایران از جمله افغانستان ، شوروی سابق و اطریش به سر برد و سرانجام در کشور اطریش در سال 1375 به دیار باقی شتافت .

« اشک مهتاب »
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همـــه دریـــا از آن مــا کــن ای دوست
دلــــم دریـــا شــد و دادم بــــه دسـتت
مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست
کـنـــار چشمــــه ای بودیـــم در خــواب
تـــو بـــا جــــامــی ربـــودی مــاه از آب
چــــو نـــوشیــدیــم از آن جـــام گـــوارا
تـــو نیلـوفـر شـدی مـن اشـک مهتــاب
تــن بیشـه پــر از مهتــاب امشب پلنگ کوههـا در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته دل من در تنم بی تابه امشب
