علی اصغر بهاری ، به سال ۱۲۸۴ خورشيدی ، در خانواده ای اهل موسيقی زاده شد . پدرش " محمد تقی خان " او را از ده سالگی به فراگيری کمانچه فرستاد . پس از مرگ زودرس پدر، علی اصغر و خانواده اش به ناگزير نزد پدربزرگ به ادامه زندگی پرداختند . پدربزرگ او " ميرزا علی خان " که موسيقیدان شهره ای بود همراه با هنرمندانی چون" آقا حسينقلی" ، " ميرزا عبدالله " و "درويش خان " در برنامه های اجرايی موسيقی شرکت می جست .
طبعاً هم نشينی با او و دوستان هنرمندش برای علی اصغر نوجوان ، موهبتی بزرگ بود و سبب پيشرفت های بيشتر او می شد . علی اصغر به گفته خودش ، در هجده سالگی ديگر به مرز مهارت رسيده بود و می توانست در محافل و کنسرت ها ، هنرنمايی کند در این بین علی اصغر جوان مجذوب ساز تازه وارد ويولن شد و بيست و پنج ساله بود که نواختن آن را نيز فرا گرفت .
علی اصغر بهاری از سال ۱۳۳۲، از سوی " جواد معروفی " که برنامه های موسيقی راديو را زير نظر داشت به همکاری با اين سازمان دعوت شد . بهاری که می ديد روز به روز بر شمار نوازندگان ويولن افزوده می شود و حدود سی چهل سال می شود که کمانچه متروک افتاده است ، انديشيد که بهتر است به جای ويولن ، به تيمار کمانچه سنتی بپردازد . معروفی نيز اين انديشه را پسنديد و نوای زيبای کمانچه بهاری ، برای نخستين بار از راديو پخش شد .
از آن پس بهاری نيز چون هنرمندان برجسته ديگر، ابولحسن صبا و مرتضی محجوبی و حسن کسايی و احمد عبادی و رضا ورزنده ، از تکنوازان ثابت قدم راديو به شمار آمد . بهاری خود در مورد نخستين برنامه تکنوازی خود در راديو و بازتاب آن گفته است :
"همان روز اول که من کمانچه زدم ، ناگهان برنامه شهرت فوق العاده ای پيدا کرد . حتی خود من تصور آن را نمی کردم که اين ساز فراموش شده ، آنقدر طالب داشته باشد . از همه جا به سراغ من آمدند . موسيقیدان هايی هم که قبلاً مرا نمی شناختند ، با من آشنا شدند و مرا به ادامه کار با کمانچه تشويق کردند ... ."
چندی بعد ، " روح الله خالقی " رئيس هنرستان عالی موسيقی ، از علی اصغر بهاری خواست که کلاسی برای کمانچه را در هنرستان اداره کند و از آن گذشته با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد . برخی از شاگردان پيشرفته ويولن ، به توصيه خالقی ، در کلاس کمانچه بهاری به شاگردی نشستند و بعدها خود به نواختن کمانچه در ارکسترها پرداختند . رفته رفته شهرت بهاری فراگيرتر شد و بيشتر مراکز آموزشی موسيقی برای کمانچه او نيز کلاسی بنياد کردند از جمله می توان از مرکز حفظ و اشاعه موسيقی وابسته به سازمان راديو و تلويزيون ايران و بخش موسيقی دانشکده هنرهای زيبا ، در دانشگاه تهران ياد کرد . در مرکز حفظ و اشاعه بهاری ، علاوه بر تدريس ، رديف کمانچه را نيز به تمامی نواخته و به ضبط درآورده است.
علی اصغر بهاری در سال های پيش از انقلاب ، به دعوت مراجع فرهنگی بين المللی سفرهای متعددی به کشورهای آسيايی و اروپايی داشته است . او در اين سفرها علاوه بر شرکت در کنسرت های موسيقی ملی ، نواخته های خود را به بنگاه های ضبط صفحه سپرده است . برخی از صفحات موسيقی سنتی ايران که از سوی يونسکو ، انتشار يافته ، نواخته های کمانچه بهاری را نيز در خود دارد . حضور علی اصغر بهاری در جامعه موسيقی ايران گذشته از جاذبه هايی که در اجرای موسيقی سنتی پديد آورده ، تاثيری دراز مدت و مستمر نيز در جامعه بر جای نهاده است . اينک کمتر گروه سنتی موسيقی را می توان يافت که کمانچه در آن نباشد .
علی اصغر بهاری این استاد فرهیخته در بیستم خرداد ۱۳۷۴ دارفانی را وداع گفت .
یادش گرامی

روح الله خالقی در سال 1285 در کرمان متولد شد . و از سن 14 سالگی به نواختن ويولن پرداخت و از 17 سالگی يعنی در سال 1302 در مدرسه عالی موسيقی که توسط استاد علینقی وزيری تاسيس گرديده بود نام نويسی کرد . تمام شاگردانی که در مدرسه وزيری ويولن می نواختند تحت تعليم استاد صبا بودند و وزيری در انديشه ايجاد ارکستر و آهنگسازی بود . يکی از آهنگهايی که در آن زمان توسط کلنل وزيری ساخته شد و بعدها در راديو تهران به خوانندگی استاد عبد العلی وزيری اجرا شد ترانه معروف " خريدار تو " بود و اين ترانه ذوق وعلاقه خالقی را به فراگيری فنون موسيقی چنان دامن زد که تحصيلات خود را از سال سوم دبيرستان رها نمود. اما بعد از چند سالی احساس کرد که موسيقی در کنارش احتياج به دانش وادبيات دارد لذا تحصيلات دبيرستان خود را به پايان رساند و در سال 1313 در رشته فلسفه و ادبيات از دانشسرای عالی به اخذ درجه ليسانس نائل گرديد .
روح الله خالقی علاوه بر عضويت شورای عالی موسيقی ، رياست و رهبری ارکستر انجمن موسيقی ملی و بعدها رهبری ارکستر شماره 1 قديم و جديد را به عهده گرفت.
بدون ترديد خالقی از بزرگان موسيقی ما به حساب مي آيد که با ايجاد انجمن موسيقی ملی وهنرستان موسيقی خدمات گرانبهايی به موسيقی ايران نموده است.
سرود ماندگار " ای ایران " از شاهکار های او است .
پس از سال 1338 رهبری ارکستر گلها را بنا به درخواست رئيس وقت راديو پذيرفت.
آخرين سفر خالقی به منظور ديدار دخترش و مداوای زخم معده خود بود که متاسفانه بازگشتی در بر نداشت. و ايشان در 21 آبان 1344 در شهر سازبورگ ديده از جهان فرو بست.

آثار دیگر :
بوی جوی مولیان ( ترانه ی چنگ ) ( از آلبوم منتخب گلهای رنگارنگ از بنان)
ای ایران ( از آلبوم شاخه گل 10 از بنان)
مرغ شب ، نغمه نوروزی ، خوشه چین ، خاموش
کتابهای نظری به موسیقی و سرگذشت موسیقی ایران نیز ، از جمله تالیفات ایشان است.
وی نوازنده و مدرس تار و سه تار است و از اساتید برجسته موسیقی ایران به شمار می آید . به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را دراین زمینه با کسب جایزه نخست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد . پس از اتمام دوره تحصیل درسال1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید . ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و آموزش ردیف میرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر وی در موسیقی بود که این آموزش تا آخرین دقایق حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت . لطفی ردیف آوازی و تصنیف قدیمی را نزد عبدالله دوامی و سه تار را نزد سعید هرمزی آموخت . اوپس از تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رادیو و تلویزیون ایران با مدیریت فنی برومند در جشن هنر شیرازشرکت کرد که حاصل آن بازسازی و احیای مکتب سید حسین طاهرزاده بود . محمدرضا لطفی به مدت سه سال به عنوان مربی آموزشی با کانون پرورش کودکان و نوجوانان و دو سال در مرکز گرد آوری و شناخت موسیقی رادیو و تلویزیون به همکاری پرداخت . او از سال 1353 به همکاری با رادیو ایران و گروه موسیقی دانشگاه تهران مشغول گردید و طی این مدت گروه شیدا را پایه گذاری نمود که حاصل آن بازسازی آثار شیدا ، عارف ، درویش خان ، رکن الدین مختاری و... بود. اوپس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یکسال و نیم سرپرستی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران را عهده دار بود و در همین سالها به اتفاق حسین علیزاده و سایر همکاران گروه شیدا و عارف ، به تاسیس کانون فرهنگی هنری چاووش همت گماشت که حاصل این فعالیت 9 كاست ، موسیقی چاووش است .
لطفی به دعوت فونداسیون چینی و نیز برای شرکت در یک سمینار راهی ایتالیا گردید و کنسرت هایی را در شهر رم ، فلورانس ، بلونيا و ... اجرا نمود . او در سال 1364 با مهاجرت به خارج از کشور دور تازه ای از فعالیتهای هنری خود را آغاز نموده است و با تاسیس مراکز فرهنگی و هنری شیدا در کشورهای مختلف و برگزاری کنسرتها و سمینارهای گوناگون ، به شناساندن موسیقی قدیمی ایران مبادرت می ورزد . ازجمله آثار ، فعالیتها و کنسرتهای ایشان میتوان به تصنیف های " بمیرید بمیرید" ، " به یاد عارف " ، " داروک" ، " ناز لیلی"،" کوچه سار شب " ، " کنسرت نوا " ، " کنسرت راست پنجگاه ( جشن هنر شیراز) ، کنسرت سه گاه ( کنسرت طوس) ، بازسازی آوازهای قمر ، بازسازی آثارگذشتگان ، به یاد درویش خان ، به یاد طاهر زاده ، چاووش 1 (به یاد عارف) ، چاووش 2 (شب نورد ) ، چاووش4 ، چاووش 6 ، چاووش 8 ، چاووش 9 ، آلبوم کتاب و صفحه گرامافون موسیقی آوازی ایران ( ردیف عبدالله دوامی ) ، نوارهای ردیف موسیقی ایران ، چشمه نوش ، رمز عشق ، پرواز عشق ، بسته نگار ، کنسرتهای انفرادی در شهرهای مختلف ایتالیا ، کنسرتهای متعدد در شهرهای لس آنجلس ، سان تیاگو ، سانفرانسیسکو ، شیکاگو، بوستن ، نیویورک و واشنگتن به همراهی حسین علیزاده اشاره کرد . دهها تصنیف و قطعه ضربی دیگر از جمله تصنیف حصار و پیش درآمد اصفهان ، تعداد زیادی بداهه نوازی در دستگاههای مختلف ، کتابهای " شور مادر دستگاههاست " ( منتشر نشده ) ، ( کتاب سال شیدا ، چهار جلد ) و تعدادی مقاله و... از دیگر فعالیت های اوست .
همایون شجریان ، فرزند چهره شاخص ایران ، در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود . از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تنبک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد . از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت . در همان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه فراگیری آن نزد اردشیر کامکار پرداخت . از سال 1370 پدر و گروه آوا را در کنسرت های آمریکا ، اروپا و ایران با تنبک همراهی کرد و از سال 1378 به بعد در صحنه کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود . همایون در چندین دوره کنسرت های خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است .

برخی از آلبوم ها :
نسیم وصل به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان « اولین کاست و برنامه ای است که همایون شجریان به تنهایی خوانندگی آن را به عهده داشت . » - نا شکیبا