تبليغاتX
موسیقی اصیل ایرانی

navayeirani

حسین کوپالی

navayeirani

http://navayeirani.blogfa.com

موسیقی اصیل ایرانی

موسیقی اصیل ایرانی

موسیقی اصیل ایرانی

حسین کوپالی
-متولد 1367 – رشت
-هنرجوی تار و سه تار
-دانشجو
-هدف از ایجاد این وبلاگ اشاعه هنر بوده و بس .
بعد از خواندن مطالب وبلاگ ما را از نظرات و پیشنهادات خود بهره مند کنید.
با سپاس... موسیقی اصیل ایرانی,بیوگرافی موسیقیدانان و خوانندگان,نقد وبررسی,اخبار موسیقی

موسیقی اصیل ایرانی

آرشیو موضوعی
جستجو

    جستجو در آرشيو
    Search WWW
تبلیغات

 

فريدون مشيری در سی‌ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدری‌اش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه‌مندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش مي‌رسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.


   به گفته خودش: ” در سال
۱۳۲۰ كه ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به كشور حمله كرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينكه در همه دوران كودكي‌ام به دليل اينكه شاهد وضع پدرم بودم و از استخدام در ادارات و زندگي كارمندي پرهيز داشتم ولي مشكلات خانوادگي و بيماري مادرم و مسائل ديگر سبب شد كه من در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به كار شوم و اين كار ۳۳ سال ادامه يافت. در همين زمينه شعري هم دارم با عنوان عمر ويران “ . مادرش اعظم السلطنه ملقب به خورشيد به شعر و ادبيات علاقه‌مند بوده و گاهي شعر می گفته، و پدر مادرش، ميرزا جواد خان مؤتمن‌الممالك نیز شعر مي‌گفته و نجم تخلص مي‌كرده و ديوان شعری دارد كه چاپ نشده است.


   مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد، و در همان سال مادرش در سن
۳۹ سالگي درگذشت كه اثري عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست مشغول تحصيل گرديد. روزها به كار می‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه می‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات كارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما كار اداري از يك سو و كارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامه تحصيلش مشكلاتي ايجاد مي‌كرد .


   مشيري اما كار در مطبوعات را رها نكرد. از سال
۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود. اين صفحات كه بعدها به نام هفت تار چنگ ناميده شد، به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد كتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سال‌هاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه و زن روز را بر عهده داشت .


   فريدون مشيري در سال
۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيري، بهار ( متولد ۱۳۳۴) و بابك (متولد ۱۳۳۸) هر دو در رشته معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشكده معماري دانشگاه ملي ايران تحصيل كرده‌اند.


   مشيري سرودن شعر را از نوجواني و تقريباً از پانزده سالگي شروع كرد. سروده‌هاي نوجواني او تحت تاثير شاهنامه‌خواني‌هاي پدرش شکل گرفته كه از آن جمله، اين شعر مربوط به پانزده سالگي اوست :


چرا كشور ما شده زيردست

چرا رشته ملك از هم گسست

چرا هر كه آيد ز بيگانگان

پي قتل ايران ببندد ميان

چرا جان ايرانيان شد عزيز

چرا بر ندارد كسي تيغ تيز

برانيد دشمن ز ايران زمين

كه دنيا بود حلقه، ايران نگين

چو از خاتمي اين نگين كم شود

همه ديده‌ها پر ز شبنم شود

 
   انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور
۱۳۲۰ بوده است. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي به چاپ رسيد (نوروز سال ۱۳۳۴). خود او در باره این مجموعه مي‌گويد: ” چهارپاره‌هايي بود كه گاهي سه مصرع مساوي با يك قطعه كوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافيه و هم معنا. آن زمان چندين نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سياوش كسرايي، اخوان ثالث و محمد زهري بودند كه به همين سبك شعر مي‌گفتند و همه از شاعران نامدار شدند، زيرا به شعر گذشته ما بي‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قديم احاطه كامل داشتيم، يعني آثار سعدي، حافظ، رودكي، فردوسي و ... را خوانده بوديم، در مورد آنها بحث مي‌كرديم و بر آن تكيه مي‌كرديم. “


   مشيری توجه خاصی به موسيقي ايراني داشت و در پي‌ همين دلبستگي طی سالهای
۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در كنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه راديو ايران در آن سالها داشت. ” علاقه‌ به موسيقي در مشيري به گونه‌اي بوده است كه هر بار سازي نواخته مي‌شده مايه آن را مي‌گفته، مايه‌شناسي‌اش را مي‌دانسته، بلكه مي‌گفته از چه رديفي است و چه گوشه‌اي، و آن گوشه را بسط مي‌داده و بارها شنيده شده كه تشخيص او در مورد برجسته‌ترين قطعات موسيقي ايران كاملاً درست و همراه با دقت تخصصي ويژه‌ای همراه بوده است. اين آشنايي از سالهاي خيلي دور از طريق خانواده مادري با موسيقي وتئاتر ايران مربوط بوده است. فضل‌الله بايگان دايي ايشان در تئاتر بازي مي‌كرد و منزل او در خيابان لاله‌زار (كوچه‌اي كه تماشاخانه تهران يا جامعه باربد در آن بود) قرار داشت و درآن سالهايي كه از مشهد به تهران مي‌آمدند هر شب موسيقي گوش مي‌كردند . مهرتاش، مؤسس جامعه باربد، و ابوالحسن صبا نيز با فضل‌الله بايگان دوست بودند و شبها به نواختن سه‌تار يا ويولون مي‌پرداختند، و مشيري كه در آن زمان ۱۴-۱۵ سال داشت مشتاقانه به شنيدن اين موسيقي دل مي‌داد.“


   فريدون مشيری در سال
۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد، و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نيوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.

 

    این شاعر گرانقدر در روز سوم آبان 1379 زندگی را بدرود گفت و دوستداران شعر و ادب را اندوهگین کرد .

   از فریدون مشیری آثار فراوانی به جای مانده که اخیراً مجموعه آثار وی در دو جلد با عنوان « بازتاب نفس صبحدمان » ، توسط نشر چشمه در سال 1380 به حلقه چاپ در آمده است . کتاب « به نرمی باران » جشن نامه ی فریدون مشیری در اواخر عمرش ، به کوشش علی دهباشی در سال 1378 به چاپ رسید .

 

فریدون مشیری 

 

سال شمار زندگی فریدون مشیری

۱۳۰۵ - تولد فريدون مشيري سي ام شهريور در تهران، خيابان عين الدوله (خيابان ايران)

۱۳۱۱ - شروع تحصيل در دبستان اديب ، پشت مسجد سپه سالار

۱۳۱۳ - حركت به مشهد و سكونت در آنجا و تحصيل در دبستان همت

۱۳۱۹ - ادامه تحصيل در دبيرستان شاهرضا در مشهد

۱۳۲۰ - بازگشت به تهران و ادامه تحصيل در دبيرستان اديب و دارالفنون

۱۳۲۳ - چاپ شعر « فرداي ما » در روزنامه ايران ما

۱۳۲۴ - درگذشت مادر در ۲۸ خرداد در ۳۹ سالگي ـ ادامه تحصيل در آموزشگاه فني وزارت پست و تلگراف و تلفن( بعدها دانشكده مخابرات)

۱۳۲۷ - انتقال به اداره تلگراف تجريش با سمت تلگرافچي مورس

۱۳۲۸ - خبرنگار روزنامه « شاهد » جبهه ملي درمجلس شوراي ملي و آغاز فعاليت هاي مطبوعاتي

۱۳۳۳ - ازدواج با اقبال اخوان دانشجوي رشته نقاشي دانشگاه تهران ـ آغاز همكاري با مجله روشنفكر به مدت۱۸ سال

۱۳۳۴ - انتشار كتاب « تشنه طوفان » در نوروز ـ تولد دخترم بهار در آبان ماه

۱۳۳۵ - انتشار كتاب « گناه دريا »

۱۳۳۶ - انتشار چاپ دوم تشنه طوفان با افزوده هايي به نام « نايافته »

۱۳۳۸ - تولد پسرم بابك در اسفند ماه ـ دريافت نشان پيام از وزارت پست وتلگراف و تلفن

۱۳۳۹ - اول ارديبهشت انتشار شعر كوچه

۱۳۴۰ - انتشار كتاب « ابر » ـ همكاري دائمي با مجله سخن به مديريت شادروان دكتر خانلري

۱۳۴۱ - قبول عضويت شوراي نويسندگان راديو ايران

۱۳۴۴ - دريافت ديپلم ششم ادبي و راه يافتن به دانشگاه تهران

۱۳۴۵ - انتشار كتاب « يكسو نگريستن » ماجراهاي شيخ ابوسعيد ابوالخير

۱۳۴۶ - انتشار چاپ دوم كتاب « ابر» با افزوده هايي به نام « ابر و كوچه»

۱۳۴۷ - انتشار كتاب « بهار را باوركن » ـ شعر خواني در شهر كرمان

۱۳۴۸ - انتشار كتاب « پرواز با خورشيد»

۱۳۴۹ - انتشار كتاب « برگزيده اشعار» در قطع جيبي

۱۳۵۰ - همكاري با شوراي موسيقي راديو ايران ، سخنراني در رضاييه ، شيراز و مدرسه عالي دماوند
مديركل روابط عمومي شركت مخابرات

۱۳۵۲ - مسافرت به اروپا ، بازديد از شهرهاي هامبورگ ، پاريس

۱۳۵۳ - شركت در سمينار شاهنامه فردوسي

۱۳۵۴ - مسافرت به لندن براي بازديد از نمايشگاه هنر اسلامي ، مشاور مطبوعاتي مدير عامل شركت مخابرات ايران

۱۳۵۶ - انتشار كتاب « از خاموشي » - مسافرت به هندوستان، سخنراني دركشمير براي استادان زبان فارسي در سراسر هند

۱۳۵۷ - دريافت حكم بازنشستگي پس از ۳۳ سال خدمت اداري در فروردين ماه ـ استخدام در شركت عمران و نوسازي تهران تا بهمن ماه

۱۳۶۰ - درگذشت پدر

۱۳۶۴ - انتشار كتاب « گزينه اشعار » ( ريشه در خاك )

۱۳۶۵ - انتشار كتاب « مرواريد مهر »

۱۳۶۷ - انتشار كتاب « آه ، باران »

۱۳۷۱ - انتشار كتاب « از ديار آشتي »

۱۳۷۲ - انتشار كتاب « با پنج سخن سرا »

۱۳۷۵ - انتشار كتاب « لحظه ها واحساس » شب شعر در آلمان در شهريور ماه

۱۳۷۷ - انتشار مجموعه « يك آسمان پرنده » در امريكا و سخنراني و شعرخواني در ۲۳ شهر و ايالت
ـ انتشار مجموعه « دلاويزترين »

ـ انتشار نوار شب شعر در آلمان و سخنراني در فرانكفورت ، برلين ، دوسلدرف

ـ انتشار مجموعه « زيباي جاودانه » با مقدمه عبدالحسين زرين كوب

 ـ انتشار كتاب « آواز آن پرنده غمگين »

۱۳۷۸ - انتشار چاپ هفدهم مجموعه پرواز با خورشيد ـ برگزاري مراسم بزرگ و بي سابقه براي گرامي‌داشت فريدون مشيري به وسيله جوانان فرهنگ دوست در پارك نياوران در شهريور ماه و اهداي كتاب « جشن نامه »‌ به فريدون مشيري ـ انتشار كتاب جشن نامه فريدون مشيري با عنوان « به نرمي باران » ، - سخنراني در بزرگداشت بزرگان موسيقي در جزيره كيش ـ انتشار كتاب « شكفتن ها و رستن ها » مجموعه اشعار شعراي معاصر ايران

۱۳۷۹ - انتشار كتاب « تا صبح تابناك اهورايي » ، بهار ۱۳۷۹سخنراني در دانشگاه شيراز در خرداد ماه
شركت در مراسم روز پزشك در همدان در شهريور ماه

ـ درگذشت در بامداد سوم آبان

 

 

« بوی باران »

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابر سپید ،

برگ های سبز بید ،

عطر نرگس ، رقص باد ،

نغمه ی شوق پرستوهای شاد ،

خلوت گرم کبوترهای مست ...

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار !

خوش به حال چشمه ها و دشت ها ! ،

خوش به حال دانه ها و سبزه ها !

خوش به حال غنچه های نیمه باز ! ،

خوش به حال دختر میخک ، که می خندد به ناز !

خوش به حال جام لبریز از شراب !

خوش به حال آفتاب ! .

 

 

 

« پر کن پیاله را »

پر کن پیاله را

کاین جام آتشین

دیری ست ره به حال خرابم نمی برد !

این جام ها – که در پی هم می شود تهی –

دریای آتش است که ریزم به کام خویش ،

گرداب می رباید و ، آبم نمی برد !

من ، با سمند سرکش و جادویی شراب ،

تا بی کران عالم پندار رفته ام

تا دشت پرستاره ی اندیشه های گرم

تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریزپا ،

تا شهر یادها ...

دیگر شراب هم

جز تا کنار بستر ، خوابم نمی برد !

هان ای عقاب عشق !

از اوج قله های مه آلود دوردست

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد !

 

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد !

 

در راه زندگی ،

با اینهمه تلاش و تمنا و تشنگی ،

با اینکه ناله می کشم از دل که : آب ... آب !

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد !

 

پر کن پیاله را ...

 



شماره پست: 39 | نوشته شده در 85/07/19 توسط حسین کوپالی |
موضوع: فریدون مشیری

Add to oyax Add to newsvine Add to scuttle Add to reddit Add to blinklist Add to taggly Add to shadows Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to yahoo Add to fark Add to furl Add to spurl

 

تولد در سنندج، سال 1335

ورود به دانشگاه هنرهای زيبا، دانشگاه تهران، سال 1354      

فارغ‌التحصيل در رشته‌ ی هنرهای نمايشی، سال 1359

درک محضر استاد برجسته آواز، زنده ياد شادروان محمود كريمی از سال 1354 تا 1356

آشنايی با مكتب و شيوه آوازی استاد طاهرزاده به روايت استاد برومند از طريق جناب رضوی سروستانی از سال 1355 تا 1357

آشنایی با شيوه و سبك آوازی استاد عبداله دوامی به ياری و همت جناب نصراله ناصح‌پور از سال 1359 تا 1364

اجرای اولين كنسرت رسمی و ارایه اولين كاست موسيقی به نام «مكتب اصفهان» به ياد استاد حسين طاهرزاده در دستگاه سه ‌گاه، با همكاری گروه شيدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی، سال 1362

اجرای چند تصنيف کوتاه بر روی رباعيات ابو علی سينا در سريال "ابن سينا" با آهنگسازی فرهاد فخر الدينی در سال 1364

اجرای كنسرت «شورانگيز» (بيات ترك) با همكاری گروه شيدا و عارف به سرپرستی و آهنگسازی حسين عليزاده در تهران تالار وحدت، پائيز 1367

عرضه كاست «گلگشت» با همكاری گروه شيدا به سرپرستی پشنگ كامكار، اسفند 1367

اجرای كنسرت «همياری» به مناسبت فاجعه زلزله گيلان و مازندران به همراه گروه همنوازان سه تار و به آهنگسازی و سرپرستی حسين عليزاده، تهران تالار وحدت، تابستان 1368

تدوين و ارایه كاست «شيدایی» كاری مشترك با جناب جلال ذوالفنون و اجرای گروه سه تار نوازان، بهار 1369

اجرا و ارايه قطعاتی در آلبومی بنام "آثاری از حسين دهلوی" در سال 1367

فراگيری قطعات و تصانيف استادان قديمی در محضر استاد زنده ياد شادروان علی اصغر بهاری از سال 1368 تا 1372

عرضه ی كاست «فراق» با همكاری گروه شيدا و سرپرستی پشنگ كامكار، زمستان 1371

تدوين و ارایه كاست «شور دشت» با همياری گروه همنوازان، زمستان 1372 . 

آشنایی با مکاتب و شيوه های آوازی قديم ایران در محضر جناب مجيد کيانی از سال 1370 تا 1372

کنسرت سه گاه و ماهور در پاريس، پائيز 1373

کنسرت بيات اصفهان به همراهی گروه شيدا به آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی، در کشورهای ایتاليا، سوئيس، آلمان، انگلستان و فرانسه 1374 و فروردين 1375

اجرای آواز و تصنيف عبدالقادر مراغه ای موسيقيدان بزرگ قرن نهم ایران در مقدمه سريال تلويزيونی امام علی (ع)، حاصل تحقيق و تدوين استاد فرهاد فخرالدينی

تدوين و ارایه نوار کاست "آبگينه" با همکاری گروه همنوازان، بهار 1376

درک محضر زنده ياد شادروان استاد رجب اميری فلاح از 1372 تا 1375

عرضه ديسکت های "به ياد طاهرزاده"، "شيدائی"، "شور دشت" از سال 1372 به بعد

ارائه آلبوم "ماه بانو" بمناسبت چهلمين سال درگذشت قمرالملوک وزيری، ماه هميشه تابان آواز ایران در سال 1378

ارایه آلبوم کردانه با اجرای گروه کامکارها در سال 1382

اجرای اثری بنام " ماه عروس" با آهنگسازی و تنظيم حميد متبسم و اجرای گروه دستان در سال 1383

 تعليم و تدريس آواز ایرانی از سال 1364 تاکنون

 

                                                                صدیق تعریف       

 



شماره پست: 38 | نوشته شده در 85/07/07 توسط حسین کوپالی |
موضوع: صدیق تعریف

Add to oyax Add to newsvine Add to scuttle Add to reddit Add to blinklist Add to taggly Add to shadows Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to yahoo Add to fark Add to furl Add to spurl

سلام

   امروز اول مهر ماه سال روز تولد بزرگ مرد موسیقی ملی ایران استاد محمدرضا شجریان است . این روز را به اهالی موسیقی اصیل ایران و دوستداران آن تبریک عرض کرده و برای استاد شجریان هم آرزوی موفقیت داریم.  

 

            « صبر ایوب بباید پدر پیر فلک را                     تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید »

 

و اما ...

 

شجریان به روایت شجریان

 

  

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.

   تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

 

   از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.  به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم. سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

   همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

   در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم. بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا .جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.

   سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید .با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی  .

 

لینک های مرتبط دیگر:

 

بیوگرافی استاد شجریان

آثار استاد شجریان در یک نگاه از سال ( 1381 – 1356 )

آلبوم عکس  



شماره پست: 37 | نوشته شده در 85/07/01 توسط حسین کوپالی |
موضوع: اخبار، نقد و بررسی و...

Add to oyax Add to newsvine Add to scuttle Add to reddit Add to blinklist Add to taggly Add to shadows Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to yahoo Add to fark Add to furl Add to spurl
درباره وبلاگ

حسین کوپالی
-متولد 1367 – رشت
-هنرجوی تار و سه تار
-دانشجو
-هدف از ایجاد این وبلاگ اشاعه هنر بوده و بس .
بعد از خواندن مطالب وبلاگ ما را از نظرات و پیشنهادات خود بهره مند کنید.
با سپاس...
لینک وبلاگ ها

نواهاي ايراني
موسيقي ملي ايران
پيمان و تنبکش ( وبلاگ پيمان ناصح پور )
اطلاعات درباره ي شجريان
آواز دل
ساز ايراني
تحرير
ني نوا
آواي ايراني
عشق استاد
همنوا با سوز ني
ساز ناز
اطلاعات درباره ي ايرج
موسيقي سنتي ايران
موسيقي زمان ما
در باره ي بهمن رجبي
ويلونيست ايراني
راست پنجگاه
موسيقي ايراني
نيواک
بزرگان موسيقي سنتي ايران
نواي دل
دود عود
موسيقي ملي ايران
کيهان کلهر
شعر و آهنگ و سازهاي سنتي
موسيقي اصيل ايراني
خط سوم
کاویان
چهره به چهره
موسیقی ایرانی
موسیقی ایرانی (استاد محمدرضا شجریان)
طاهره کوپالي
الهام کيانپور
آرش عليزاده
محمد فرخ طلب
شراره بشرا
هنر (خوشنويسي و ادبيات)
نگرش هاي کلي و جزئي بر زندگي بشر
بوسليک
جستار
داستان کوتاه کاریز
اسمان شعر.غزل و......
آهنگسازان , راویان صدای اهورا
بهترین های کامپیوتر و موبایل
دانلودستان
نوشته های یک بنده خدا
کدتقلب بازیهای توپ+عکسهای توپ و ...
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
گلبانگ مهر
سکوت دل شکسته
*ORZHANS*
بهترین آلبوم ها
بورس آهنگ های روز
تبادل لینک

برای تبادل لینک با ما ابتدا ما را با نام موسیقی اصیل ایرانی لینک نمایید و سپس بر روی ثبت لینک کلیک کنید.
ثبت لینک شما

آمار و امکانات دیگر


Add to Google Add to Google
Add to Google
Add to Google

Add to Technorati
Subscribe in podnova
Add to Google
addtomyyahoo4
Subscribe to My Odeo Channel
Subscribe in NewsGator Online
Add to netvibes



خبرنامه
در خبرنامه عضو شده تا در صورت به روز شدن وبلاگ با خبر شوید.




تبلیغات