پریسا در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شد. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به او و خواهران و برادرانش به ارث رسيده بود. بزرگترين مشوق و حامى او در خانواده پدرش بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامهاى بود كه از وی مىخواستند شركت كند، پدرش نه تنها مخالفت نمىكرد، بلكه بسيار هم تشويق ميكرد. با حمايت و تشويقهاى پدرش بود كه او در مسابقات هنرى مدارس شركت ميكرد.
آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانشآموزان سراسر كشور كسب كرد، با استاد محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شد. استاد كريمى او را بسيار تشويق كرد و پيشنهاد كرد كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاهها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شود. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كرد. هنوز دو سالى از آموزش نگذشته بود، كه استاد محمود کریمی براى آغاز كار حرفهاى، او را به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كرد. ولى كار آموزش او زير نظر مستقيم ايشان و تا سالها پس از آغاز كار حرفهاى ادامه داشت.
همكارى پریسا با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامههايى در تلويزيون اجرا كرد و كنسرتهايى در تهران و بعضى شهرستانها و نيز همراه با گروههاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرتهايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كرد.
پریسا در سال 1352 ازدواج كرد و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايهگذارى شده بود، به همكارى دعوت شد و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شد.
به اين ترتيب همكارى وی با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفهاى او بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيفهاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كرد.
مجموعه فعاليتهايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرتهاى متعدد در خارج از كشور.
در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا» به دعوت «بنياد ژاپن» به كشور ژاپن سفر كرد كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى» منتشر شده است.


بعد از انقلاب، در سالهاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى وی به ناچار متوقف شد. در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از او دعوت كرد كه در آن مركز به خانمها آواز ايرانى تعليم بدهد. با توجه به اين كه خانمها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر ميرسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانست و دعوت را پذيرفت.
پریسا سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كرد و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى وی با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شدند و كنسرتهايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كردند، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت.
همكارى او با مركز، پس از بازگشتش به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودش ادامه داد. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور وی براى شركت در فستيوالهاى مختلف بينالمللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقهمندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت.
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست
در این روزگار نامرادی هنر که تیرهای بلا از هر سو به سوی هنرهای اصیل ایرانی باریدن گرفته است خاموشی ستاره درخشان دیگری تحمل ناپذیر می نماید.
پس از سکوت بسطامی اینک باید در غم فراق استاد "پرویز یاحقی" بنشینیم. در حالی که « دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب / بر من آتش به جان ناظر »*
پرویز یاحقی نوازنده بی نظیر ویلن سکوت اجباری 28 ساله اش را به سکوت همیشگی تبدیل کرد تا همه گان بدانند که در این سرزمین بر هنر و اهل هنر چه گذشته است و چه میرود.
بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست
* قسمتی از شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث