کیوان ساکت در سال 1340 در شهر مشهد و در خانواده ای متولد شد که پدر و مادر هر دو نه تنها دارای تحصیلات عالیه بودند بلکه به هنر نیز بسیار علاقه مند بودند. مادر او در جوانی آکاردئون می نواخت و نیز به نقاشی علاقه مند بود و همین علاقه به نقاشی باعث گردید که کیوان ساکت را در سنین کودکی به دست آموزش اساتید مطرح آن زمان مانند استاد صادق پور در زمینه طراحی با مداد کنته، استاد پیراسته در زمینه رنگ روغن و ... سپردند، که آثار زیادی از آن دوره بجاست.
پدر وی به ادبیات اران بسیار مسلط بوده و پدربزرگ پدری هر دو دارای طبع شعر بوده، از این رو نام ساکت را که تخلص آنها بوده، برای نام فامیل اختیار می کنند. مادر بزرگ پدری وی با آنکه زنی بود که از تحصیلات مدرسه ای بی بهره بود ولی اغلب اشعار مولوی، حافظ، سعدی و خیام را از حفظ داشت و گاهی اوقات که سر ذوق بود پاسخ حاضرین را با شعر می داد و خظ شکسته را خوش می نوشت.
کیوان در چنین شرایطی متولد شد. و از همان آغاز، مهر مادری با تشویق به کارهای هنری همراه بود. پیش از رفتن به دبستان با اولین سازی که آشنا شد زنبورک و ملودیکا بود که در تمام جشن های مدرسه همواره جزو گروه مدرسه بود.
پدر، ویولون کوچکی برایش تهیه کرد ولی فقدان معلم دلسوز، باعث شد که نتواند این ساز را ادامه دهد.
وی در سال 54 در کارگاه موسیقی کودک و نوجوان که از سوی صدا و سیمای وقت آن زمان به ریاست آقای مرتضی دلشب تاسیس گردید در کلاس تار که مدرس آن، دایی وی منوچهر زمانیان بود ثبت نام کرد. پیش از آن، ذوق خود را در رشته های ورزشی مانند دوچرخه سواری و شنا و نیز رشته های فنی مانند نجاری آزموده و سالها بدانها مشغول بود.
آشنایی با تار و موسیقی جدی تاثیری عمیق بر وی نهاد. پس از مدت کوتاهی دایی وی به خاطر ادامه تحصیلات، ناچار مشهد را ترک کرد و معلمی کارگاه موسیقی برای مدت کوتاهی به آقای حمید متبسم که همشهری و دوست دایی وی بود سپرده شد. کیوان ساکت به طور مستقیم از محضر هیچ هنرمند و نوازنده ای برخوردار نبوده است. ولی به تنهایی ضمن تلاش و کوشش مستمر در طی سالها، آنچه را که در موسیقی ایرانی شنیده بود به دانسته های خود افزود.
در سال 65 در مشهد گروه صبا را تشکیل داد که همگی از شاگردان جوان وی بودند و با این گروه در مشهد و نیشابور اجراهای متعددی داشت. در سال 1369 به دعوت هنرمند گرامی پرویز مشکاتیان به گروه عارف پیوست و در کنسرت ها و سفرهای زیادی با وی همراه بود، حاصل این همکاری آثاری ارزشمند نظیر: افشاری مرکب، مقام صبر، وطن من و افق مهر بود.
در اینجا بود که با هنرمندان مختلف نظیر کامکارها، کیانی نژاد، حسن ناهید، افشارنیا، بهزاد فروهری، افتخاری، فرهنگ فر و بسطامی آشنا شد و حاصل آشنایی وی با ایرج بسطامی آثاری از قبیل: فسانه، بی کاروان کولی و تعداد زیادی اجرا با گروه وزیری بود. در این مدت ساکت کتابهای: شیوه نوین آموختن تار و سه تار در 5 جلد، 18 قطعه، ده تمرین، 8 آهنگ معروف جهان، حرکت دایمی، چرخ نیلوفری، با موج تا کرانه و در سایه سار بید را منتشر کرد. همچنین 11 اثر به صورت CD و کاست به نام های: جامه دران، سبکبال، دیدار شرق و غرب، ای وطن، آشنایی با آواز دشتی، فسانه، بی کاروان کولی، قاصدک، شرق اندوه، شبی با خورشید و آن سوی آب و گل را اجرا کرد که در دسترس علاقه مندان است.
در سال 1383 موفق به اخذ مدرک درجه یک هنری در رشته آهنگ سازی و نوازندگی شد. در سال 1384 از سوی استاد حسن کسایی موفق به دریافت لوح تقدیر گردید.
همچنین 5 سال در رادیو فرهنگ و برنامه نیستان ردیف موسیقی ایرانی را تجزیه و تحلیل نموده و درس می داد. در سال 1377 ده برنامه به سبک گلهای رنگارنگ با نام نغمه های جاویدان ساخت که بارها از رادیو پخش شده است. اکنون وی در حال ضبط آثاری جدید و نیز تالیف کتاب های جدیدی در زمینه موسیقی می باشد.
ساکت تاکنون با همراهی فرزندانش کیارش و سیاوش ساکت، کنسرتهای بسیاری در اغلب شهرهای ایران به روی صحنه برده که با استقبال بسیاری روبرو بوده است.
همچنین اجراهای متعددی در اغلب کشورهای جهان هم با گروه عارف و هم با گروه وزیری داشته است.
دانلود یک تراک صوتی از کیوان ساکت --- از اینجا دانلود کنید.
دانلود قطعاتی از کیوان ساکت:
• راز مهتاب (از آلبوم آن سوی آب و گل)
• شادی (از آلبوم شبی با خورشید)
• پرواز زنبور عسل (از آلبوم شرق اندوه)
• آرزوی بزرگ ( از آلبوم شبی با خورشید)
• آواز اصفهان (از آلبوم شبی با خورشید)
• برگ و باد (از آلبوم شبی با خورشید)
• راپسودی چهارگاه (از آلبوم شبی با خورشید)
• مرغ سحر ساخته مرتضی نی داوود – تنظیم کیوان ساکت
• چهارفصل (بهار) از آلبوم دیدار شرق و غرب
• کاپریس 24 (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• چارداش اثر مونتی (از آلبوم دیدار شرق و غرب)
• فسانه با صدای ایرج بسطامی (از آلبوم فسانه)
• درآمد ابوعطا (از آلبوم فسانه)
• درآمد راست پنجگاه (از آلبوم فسانه)
• وای بر دل من (از آلبوم فسانه)
سیاوش کسرایی
سیاوش کسرایی ، در سال 1304 هجری خورشیدی در هشت بهشت اصفهان متولد شد . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد . برای ادامه ی تحصیل به دانشکده ی حقوق راه یافت و در رشته ی حقوق سیاسی به تحصیل پرداخت و لیسانس خود را دریافت کرد .
کسرایی شاعری هنرمند و توانا و بلند آوازه است . اشعارش از ویژگی های خاصی برخوردار می باشد ، انسجام کلام و لطف سخن و مضامین بلند و تخیل عالی از ویژگی های شعر اوست . وی از سال 1325 اشعارش را با نام مستعار « کولی » در ورزنامه ها ومجله های کشور منتشر می کرد .
کسرایی اثر هنری را وقتی دارای ارزش و اعتبار می شناسد که ضمن برخورداری از تمام خصوصیات و ارزشهای هنری راهگشای مردم به خوبیها باشد . به عقیده ی او : « قالب و محتوای شعر فارسی بتی نیست که نتوان به پیکرش دست زد . تغییراتی که از لحاظ فرم در شعر جایز می باشد همان تغییراتی است که دنباله ی منطقی اوزان عروضی است منتها باید در نوع استفاده از آن دقت کافی مبذول داشت و این کار با رفتن از وزنی به وزن دیگر بر حسب تقاضای محتوا تغییر می کند . »
سیاوش کسرایی در سال 1336 نخستین مجموعه از اشعار خود را به نام « آوا » انتشار داد و دومین منظومه ی شعری او به نام « آرش کمانگیر » که در سال 1338 به چاپ رسید . این منظومه به قدری بلند و عالی بود که به سرعت در میان مردم و در سر زبانها افتاد و حتی به کتب درسی راه یافت . « با دماوند خاموش » در سال 1345 و « خانگی » در سال 1347 و « خون سیاوش » ، « سنگ و شبنم » ، « به سرخی آتش به طعم دود » ، « از قرق تا خروس خوان » ، « آمریکا ! آمریکا » ، « چهل کلید » ، « پیوند » ، « ستارگان سپیده دم » ، « مهره سرخ » ، که منتخب سیزده دفتر شعر او با عنوان « از خون سیاوش » توسط انتشارات سخن در سال 1378 در تهران به چاپ رسیده است .
کسرایی سال های آخر عمر خویش را در خارج از ایران از جمله افغانستان ، شوروی سابق و اطریش به سر برد و سرانجام در کشور اطریش در سال 1375 به دیار باقی شتافت .

« اشک مهتاب »
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همـــه دریـــا از آن مــا کــن ای دوست
دلــــم دریـــا شــد و دادم بــــه دسـتت
مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست
کـنـــار چشمــــه ای بودیـــم در خــواب
تـــو بـــا جــــامــی ربـــودی مــاه از آب
چــــو نـــوشیــدیــم از آن جـــام گـــوارا
تـــو نیلـوفـر شـدی مـن اشـک مهتــاب
تــن بیشـه پــر از مهتــاب امشب پلنگ کوههـا در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته دل من در تنم بی تابه امشب