خبرگزاري فارس: اركستر موسيقي ملي به رهبري فرهاد فخرالديني 23 و 24 اسفند در تالار وحدت به اجراي برنامه ميپردازد.

در نشست مطبوعاتي كه با حضور فرهاد فخرالديني رهبر اركستر موسيقي ملي و بابك رضايي مديرعامل انجمن موسيقي در تالار وحدت برگزار شد، فخرالديني در خصوص اين كنسرت گفت: در اين برنامه همانند برنامههاي قبلي در دو بخش و با دو خواننده به اجرا ميپردازيم به طوري كه در بخش اول قطعاتي چون «بيا» از ساختههاي حبيبالله بديعي با شعري از تورج نگهبان و تنظيم شهرام توكلي ،«توشهي عمر» از ساختههاي مهدي مفتاح با شعري از معيني كرمانشاهي و تنظيم شهرام توكلي با صداي محمد معتمدي ، قطعه محلي آذري «سيب سفيد گوبا» با تنظيم اكبر قرباني ، «بيتو» از ساختههاي حاجي بيگاف با صداي «ودود موذنزاده» و «سپاس» از ساختههاي مازيار حيدري با سوليستي پيانو توسط خود او را اجرا ميكنيم.
وي ادامه داد: در بخش دوم اين كنسرت نيز قطعاتي همچون «به ياد صياد» ساخته جواد لشكري با تنظيم مرتضي حنانه با صداي معتمدي،«بعد از من» از ساختههاي مازيار حيدري با شعري از فريدون مشيري و صداي معتمدي ، «كوچهها را آب پاشيدم»ساخته و تنظيم اكبر قرباني با صداي «ودود موذنزاده »، «حزين» از ساختههاي توفيق قولياف با تنظيم اكبر قرباني و شعر زينال جبارزاده، «زود بيا» از ساختههاي توفيق قولياف و تنظيم آرش فلاحي با شعري از زينال جبارزاده توسط ودود موذن زاده و «بيتو با خدا» از ساختههاي شهرام توكلي با شعري از فريدون مشيري و صداي معتمدي را نيز مينوازيم.
اين آهنگساز با اشاره به قطعه آخر اين كنسرت بيان داشت: آخرين قطعه اين كنسرت را به مناسبت فرارسيدن سال نو با عنوان «بهار ميشود» از ساختههاي خودم با شعري از سياوش كسرايي اجرا خواهيم كرد.
رهبر اركستر موسيقي ملي در خصوص انتخاب معتمدي و موذنزاده براي خوانندگي اين كنسرت اظهار داشت: در تمام برنامههاي اركستر موسيقي ملي چهرههاي جواني را در عرصههاي نوازندگي، خوانندگي و رهبري به جامعه هنري معرفي كرديم و اينبار نيز محمد معتمدي در كنار ما برنامه اجرا خواهد كرد. او خواننده خوشصدايي است كه آينده درخشاني را براي او پيشبيني ميكنم.
وي ادامه داد: در اين كنسرت همانند اكثر كنسرتهايمان قطعات آذري وجود دارد كه توسط «ودود موذنزاده» كه پيش از اين نيز در كنار اركستر حضور داشته، اجرا ميشود.
در در ادامه اين نشست بابك رضايي مديرعامل انجمن موسيقي نيز درباره اين كنسرت گفت: اركستر ملي يكي از پركارترين سالهاي اجرايي خود را پشت سر گذاشت، به طوري كه اين كنسرت سيزدهمين و چهاردهمين اجراي اركستر در سال 87 است كه اميدواريم در سال آينده نيز اجراهاي بيشتري را داشته باشد.
وي با اشاره به اجراهاي اركستر در شهرستانها بيان داشت: طي رايزنيهاي بسيار با مدير دفتر موسيقي ، اركستر سال آينده كنسرتهايي را در شهرستانها خواهد داشت.
اركستر موسيقي ملي ساعت 21 روزهاي فوق در تالار وحدت به روي صحنه ميرود.
منبع:خبرگزاری فارس
فرزين دارابي فر نوازنده تار و سهتار به همراه پيمان ناصح پور نوازنده تنبك و دايره كنسرتي را به نفع كودكان بم در آلمان برگزار ميكنند.

در اين كنسرت كه 29 مارس مصادف با 9 فروردين در سالن فرهنگي شهر«درماگن» آلمان برگزار ميشود فرزين دارابي فر نوازنده تار و سهتار و پيمان ناصح پور نوازنده تنبك و دايره قطعاتي از موسيقي سنتي ايران را اجرا ميكنند.
در اين كنسرت هنرمنداني چون «ويكتوريا ولادوروسكي» و «گيتا وينتا» نوازندگان پيانو نيز به صورت جداگانه به اجراي موسيقي خواهند پرداخت.
به گزارش فارس، اين كنسرت از سوي هنرمندان ايراني مقيم آلمان به نفع كودكان زلزله زده بم برگزار ميشود.
منبع:خبرگزاری فارس
همايش موسيقي ملي ايران 22 و 23 اسفند در مازندران برگزار ميشود.

در اين برنامه كه به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس گروه موسيقي«شواش» به همت فرهنگ خانه مازندران در شهر ساري برگزار ميشود گروه موسيقي شمشال به سرپرستي حسين حميدي از تهران، گروه مهر به سرپرستي رمضانعلي بي طرف از سمنان ، گروه شواش به سرپرستي احمد محسن پور، گروه ورشان به سرپرستي مرادعلي عالمي از ساري و گروه چاووش به سرپرستي نبي احمدي از آمل به اجراي برنامه ميپردازند.
بنابراين گزارش، در اين برنامه همچنين پرويز شهرياري با عنوان موسيقي و رياضي در سدههاي ميانه ايران و مرتضي غزنوي با عنوان بررسي رديف آوازي عبدالله دوامي به ايراد سخنراني خواهند پرداخت و در ادامه شاعران بومي سرا و فارسي گوي چون اسدالله عمادي ، كيوس گوران، محمود جواديان، علي هاشمي چلاوي ، اصغر مهجوريان و مير عبدالله سيار به شعر خواني ميپردازند.
از ديگر برنامههاي اين همايش ميتوان به تبجيل از ده ها آهنگساز و شاعر و نوازنده اشاره كرد.
منبع: خبرگزاری فارس
(41)
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولی است خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و می خواره به دوزخ باشند
فردا ببینی بهشت همچون کف دست
(42)
من هیچ ندانم که مرا آن که سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
(43)
مهتاب به نور دامن شب بشکافت
می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت
خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
نه در سر خاک یک به یک خواهد تافت
(44)
می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین من است
(45)
می لعل مذاب است و صراحی کان است
جسم است پیاله و شرابش جان است
آن جام بلورین که ز می خندان است
اشکی است که خون دل در او پنهان است
(46)
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی این است
(47)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عشق
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
(48)
در هر دشتی که لاله زاری بوده است
از سرخی خون شهریاری بوده است
هر شاخ بنفشه کز زمین می روید
خالی است که بر رخ نگاری بوده است
(49)
هر ذره که در خاک زمینی بوده است
پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان
کان هم رخ خوب نازنینی بوده است
(50)
هر سبزه که بر کنار جویی رسته است
گویی ز لب فرشته خویی رسته است
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
(51)
یک جرعه می ز ملک کاوس به است
از تخت قباد و ملکت طوس به است
هر ناله که رندی به سحرگاه زند
از طاعت زاهدان سالوس به است
(52)
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سلخ به غره آید از غره به سلخ
(53)
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
(54)
آن را که به صحرای علل تاخته اند
بی او همه کارها بپرداخته اند
امروز بهانه ای در انداخته اند
فردا همه آن بود که در ساخته اند
(55)
آنها که کهن شدند و اینها که نوند
هر کس به مراد خویش یک تک بدوند
این کهنه جهان به کس نماند باقی
رفتند و رویم و دیگر آیند و روند
(56)
آن کس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
بس داغ که او بر دل غمناک نهاد
بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک
در طبل زمین و حقه خاک نهاد
(57)
آرند یکی و دیگری بربایند
بر هیچ کسی راز همی نگشایند
مرار ز قضا جز این قدر ننمایند
پیمانه ی عمر ماست می پیمایند
(58)
اجرام که ساکنان این ایوانند
اسباب تردد خردمندانند
هان تا سر رشته خرد گم نکنی
کانان که مد برند سرگردانند
(59)
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
(60)
از رنج کشیدن آدمی حر گردد
قطره چو کشد حبس صدف در گردد
گر مال نماند سر بماناد به جای
پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد
در دربارهای دوران قاجاریه به ویژه در دوران ناصری، دست اندرکارن موسیقی را "عمله جات طرب" می نامیدند.

البته باید دانست که از این دسته، کسانی را که در بارگاه شاه حق جلوس و اجرای برنامه را داشتند "عمله ی خاصه ی مطرب" می نامیدند که از طرف شاه وظیفه و مقرری دریافت می کردند وگرنه دست اندرکاران عادی موسیقی را "مطرب" می گفتند. وقتی که وضع و موقعیت اهل موسیقی چنان بود، خود می توان به حال و روز نوازندگان تنبک پی برد. نوازندگان تنبک که در آن زمان اکثرا "خوشگل خلوت" و " قشنگ حضور " بودند. به عبارت ساده تر، از بین پسر بچه های خوش سیما ، انتخاب می شدند تا در صورت لزوم، با پوشیدن لباس دخترانه و اجرای چند برنامه رقص، به اصطلاح "کیف اهل مجلس را بیشتر کوک کرده" و ناگفته نماند که این " چه خوشگل های نوازنده و رقاص، در مواقع ضرورت، وسیله ی سوء استفاده جنسی به طور اعم و به طور اخص نیز قرار می گرفتند. باری بدون دلیل نبود که وقتی در آن زمان به کسی می گفتند "دمبک زن" یا "دنبکی" مثل این بود که فحش و ناسزا نثارش کرده باشند.
یک نوازنده قدیمی تنبک در جایی نوشت: پدرم گفت مگه مسلمون هم ضرب می زنه؟ آخه، اون موقع سازی می زدن، کمانچه می کشیدن، نی می زدن، اما ضرب مال مسلمون نبود. دست یک عده ی دیگه بود!... وقتی که من ضرب را شروع کردم هم این ساز تو سری خورده بود و هم کسی که ضرب می گرفت، آن وقتها وقتی که پای حرف و سخنی پیش می آمد و بحثی در مجلس احتمالا سنگین، تنبک زن از بیخ میزد زیرش که من اصلا این ساز را نمی شناسم چه رسد به این که ضرب بگیرم. مردم، همه ی مردم چه عامی، چه خشکه مقدس و چه اهل تشخص و آنهایی که ادعایی داشتند و گاهی هم سرشان می شد، ضرب گیر را مطرب پستی می دانستند و چنان تحقیرش می کردند که هیچ کس جرئت نمی کرد طرف ضرب برود و با این وضع، به دست گرفتن ضرب یعنی از دست دادن آبرو و حیثیت!!!...
ضرب گیر تو سری خور بود. مثلا اگر با خانم قمر می رفتم جایی، من باید می رفتم نهارم را جای دیگه می خوردم. توی اطاق پیش مهمانان، ضرب گیر را راه نمی دادند کسرشان می آمد.
و چه سرگذشت تلخی داشت تنبک نوازی !!!!!!!!